ترجمه "elasticity" به فارسی

کشسانی, انعطاف پذیری, نرمش بهترین ترجمه های "elasticity" به فارسی هستند.

elasticity noun دستور زبان

(physics) The property by virtue of which a material deformed under the load can regain its original dimensions when unloaded [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشسانی

    physical property; ability of a body to resist a distorting influence or deforming force and to return to its original size and shape when that influence or force is removed

  • انعطاف پذیری

    And this very elastic property is also very important.

    و این انعطاف پذیری بسیار مهم است.

  • نرمش

  • ترجمه های کمتر

    • الاستیسیته
    • جهمندی
    • سبکروحی
    • کشایندی
    • کشداری
    • کشمندی
    • (اقتصاد - میزان نوسان عرضه و تقاضای یک کالا یا خدمت در برابر تغییر قیمت) کشش
    • حساسیت در برابر تغییر قیمت
    • خم پذیری
    • قابلیت ارتجاعی
    • لزج کشسانی
    • نشاط و حرارت
    • کشش – حساسیت – انعطاف پذیری – قابلیت انعطاف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " elasticity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "elasticity" با ترجمه به فارسی

  • (کالبد شناسی - به ویژه در دیواره های شاهرگ ها) بافت کشسان · بافت کشایند
  • پراکندگی کشسان
  • انعطافپذیریهای قیمت
  • تقاضای کشش دار – تقاضای حساس
  • کشش
  • کشش تولید
  • (اقتصاد - دارای واکنش تند نسبت به تغییر قیمت - در مورد عرضه و تقاضای برخی کالاها و خدمات به کار می رود) کشش دار · (دارای توانایی زود چیره شدن بر غم یا خستگی و غیره) سبکروح · ارتجاعی · الاستیک · انعطاف پذیر · بند کشدار · جهمند · خم پذیر · رجوع شود به rubber band · فنری · قابل ارتجاع · نرمش دار · هر چیز کشدار · هر چیزی که کش بیاید · کش · کش دار · کشان · کشایند · کشدار · کشسان · کشسانی · کشش دار – انعطاف پذیر – قابل انعطاف · کشمند · کشی
  • کشش عرضه
اضافه کردن

ترجمه های "elasticity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه