ترجمه "eldest" به فارسی

فرزند ارشد, نخست زاده, بزرگترین بهترین ترجمه های "eldest" به فارسی هستند.

eldest adjective noun

(archaic) Superlative form of old.; greatest in age or seniority. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرزند ارشد

    adjective noun

    Having called upon me as the eldest to answer, I

    آنگاه، چون من فرزند ارشد بودم پدرم به من امر کرد که جواب بدهم.

  • نخست زاده

    adjective noun
  • بزرگترین

    adjective

    The eldest of the seven children was eight years old.

    بزرگترین بچه از هفت بچه، هشت سال و کوچکتر از همه یک سال داشت.

  • ترجمه های کمتر

    • سالمندترین
    • (از همه مسن تر یا ارشد تر) مهترین
    • مسن ترین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " eldest " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "eldest" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه