ترجمه "electronics" به فارسی
الکترونیک, علم الکترونیک, (علمی که با شناخت الکترون ها و ساخت و کاربرد ابزار الکترونیکی سروکار دارد) الکترونیک بهترین ترجمه های "electronics" به فارسی هستند.
electronics
noun
دستور زبان
(physics) The study and use of electrical devices that operate by controlling the flow of electrons or other electrically charged particles. [..]
-
الکترونیک
nounعلم حرکت بار در قطعات [..]
It's a molecular computer building an electronic computer.
یعنی یک کامپیوتر ملکولی توانسته است یک کامپیوتر الکترونیک بسازد.
-
علم الکترونیک
-
(علمی که با شناخت الکترون ها و ساخت و کاربرد ابزار الکترونیکی سروکار دارد) الکترونیک
-
الکترون شناسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " electronics " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Electronics
-
الکترونیک
nounThere were framed photographs of Zander Electronics factories around the world.
عکسهایی از کارخانههای الکترونیک زاندر در سراسر جهان در قابهایی به دیوار نصب بود.
تصاویر با "electronics"
عباراتی شبیه به "electronics" با ترجمه به فارسی
-
تقویتکننده الکترونیکی
-
ريزبينى الكتروني · ريزبيني ايمونوفلوئورسانت · ریزبینی
-
ریزبین الکترونیکی · میکروسکوپ الکترونی · میکروسکپ الکترونیکی
-
(ارگ دارای آواسازهای الکترونیکی) ارگ الکترونیکی
-
قطعات الکترونیکی
-
پادکار الکترونیکی
-
کد رنگی الکترونیک
-
لایه الکترونی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن