ترجمه "electrostatic" به فارسی
ایستابرقی, (وابسته به الکتریسیته ی ساکن) برق ایستا, (وابسته به بلندگویی که توسط صفحه ی قابل ارتعاش صدا تولید می کند)ارتعاشی بهترین ترجمه های "electrostatic" به فارسی هستند.
electrostatic
adjective
دستور زبان
(physics) of, relating to, or produced by electrostatics or static electricity [..]
-
ایستابرقی
-
(وابسته به الکتریسیته ی ساکن) برق ایستا
-
(وابسته به بلندگویی که توسط صفحه ی قابل ارتعاش صدا تولید می کند)ارتعاشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " electrostatic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "electrostatic" با ترجمه به فارسی
-
القای الکترواستاتیکی
-
افشانش · افشانش الكتروستاتيكي · پاشيدگي · پخشاندن
-
تخلیه الکترواستاتیکی
-
میکروسکوپ نیروی الکترواستاتیک
-
فیلتر الکترواستاتیک
-
(فیزیک و الکترونیک) یکان های ایستا برقی · واحدهای برق ساکن
-
(با فعل مفرد) ایستا برق شناسی · الکترواستاتیک · علم برق ساکن
-
(مولدی که از راه القای ایستا برقی الکتریسیته با ولتاژ زیاد تولید می کند) برق زای ایستا برقی · مولد برق از برق ساکن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن