ترجمه "elegance" به فارسی
ظرافت, زیبایی, برازندگی بهترین ترجمه های "elegance" به فارسی هستند.
elegance
noun
دستور زبان
Restraint and grace of style [..]
-
ظرافت
nounRefinement, grace, and beauty in movement, appearance, or manners.
The furniture was in all the profusion and elegance of modern taste.
اسباب و اثاث ظرافت و آراستگی وسایل امروزی را داشت و باب طبع ذوق و سلیقهی روز بود.
-
زیبایی
nounprided herself on her elegance and ladylike deportment.
و به زیبایی و رفتار زنانه خود بسیار افتخار میکرد.
-
برازندگی
nounshe had herself the highest value for elegance.
اِما خودش به آراستگی و برازندگی خیلی اهمیت میداد.
-
ترجمه های کمتر
- وقار
- دلپسندی
- لطافت
- ملاحت
- براز
- جمال
- قشنگی
- آراستگی (elegancy هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " elegance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "elegance" با ترجمه به فارسی
-
شهد خوار الگانت
-
جهان زیبا
-
پیتای الگانس
-
مرثیه نوشتن · نوحه سرودن
-
(آدم) دلپذیر · (اندیشه و فرمول علمی و غیره) ساده و زیبا · (طرح و نقشه و سبک و لباس و غیره) قشنگ · (عامیانه) عالی · آراسته · با نمک · برازنده · خوش طرح · خیلی خوب · درجه یک · دلپسند · زيبا · زیبا · ظریف و زیبا · معرکه · ملیح · پیراسته · گیرا
-
(آدم) دلپذیر · (اندیشه و فرمول علمی و غیره) ساده و زیبا · (طرح و نقشه و سبک و لباس و غیره) قشنگ · (عامیانه) عالی · آراسته · با نمک · برازنده · خوش طرح · خیلی خوب · درجه یک · دلپسند · زيبا · زیبا · ظریف و زیبا · معرکه · ملیح · پیراسته · گیرا
-
(آدم) دلپذیر · (اندیشه و فرمول علمی و غیره) ساده و زیبا · (طرح و نقشه و سبک و لباس و غیره) قشنگ · (عامیانه) عالی · آراسته · با نمک · برازنده · خوش طرح · خیلی خوب · درجه یک · دلپسند · زيبا · زیبا · ظریف و زیبا · معرکه · ملیح · پیراسته · گیرا
-
(آدم) دلپذیر · (اندیشه و فرمول علمی و غیره) ساده و زیبا · (طرح و نقشه و سبک و لباس و غیره) قشنگ · (عامیانه) عالی · آراسته · با نمک · برازنده · خوش طرح · خیلی خوب · درجه یک · دلپسند · زيبا · زیبا · ظریف و زیبا · معرکه · ملیح · پیراسته · گیرا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن