ترجمه "elitism" به فارسی
نخبهگرایی, نخبه سالاری, نخبه گرایی بهترین ترجمه های "elitism" به فارسی هستند.
elitism
noun
دستور زبان
The belief that a society or system should be run by an elite. [..]
-
نخبهگرایی
nounbelief society should be run by elite [..]
It's perceived to be part of an elite agenda
همینطور بهعنوان بخشی از تفکر نخبهگرایی شناخته میشود
-
نخبه سالاری
-
نخبه گرایی
-
نخبه گری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " elitism " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "elitism" با ترجمه به فارسی
-
تو یه نابقه ای .
-
(بیشتر با فعل جمع) نخبه · (ماشین تحریر) معیار اندازه ی حروف · الیت · برگزیدگان · برگزیدگان – زبدگان – نخبگان · بهترین نوع · دستچین · زبده · سرآمد · طراز اول · ممتاز · نخبه · نخبگان · نورچشمی · گل سرسبد · گلچین
-
نخبه، نخبگان، برگزیده
-
نخبگان
-
نخبه · گلچین
-
(بیشتر با فعل جمع) نخبه · (ماشین تحریر) معیار اندازه ی حروف · الیت · برگزیدگان · برگزیدگان – زبدگان – نخبگان · بهترین نوع · دستچین · زبده · سرآمد · طراز اول · ممتاز · نخبه · نخبگان · نورچشمی · گل سرسبد · گلچین
-
(بیشتر با فعل جمع) نخبه · (ماشین تحریر) معیار اندازه ی حروف · الیت · برگزیدگان · برگزیدگان – زبدگان – نخبگان · بهترین نوع · دستچین · زبده · سرآمد · طراز اول · ممتاز · نخبه · نخبگان · نورچشمی · گل سرسبد · گلچین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن