ترجمه "emancipate" به فارسی

رهاندن, رهانیدن, (از بردگی یا اسارت و غیره) آزاد کردن بهترین ترجمه های "emancipate" به فارسی هستند.

emancipate adjective verb دستور زبان

To set free from the power of another; to liberate; as: [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رهاندن

  • رهانیدن

    Verb
  • (از بردگی یا اسارت و غیره) آزاد کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (حقوق - از والدین کودک صلب اختیار و سرپرستی کردن) از قیمومت در آوردن
    • از قید چیزی نجات دادن
    • رهایی دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " emancipate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "emancipate" با ترجمه به فارسی

  • ازادکننده · رهاکننده · رهایی دهنده
  • رهایی
  • اعلامیه ی آزادی بردگان امریکا (که در سال 2681 میلادی توسط ابراهام لینکلن رئیس جمهور امریکا صادر شد)
  • رهایی
اضافه کردن

ترجمه های "emancipate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه