ترجمه "emarginate" به فارسی

(بیشتر در مورد صفحه ی کتاب یا برگ گیاه) مضرس, دندانه دار, چاله دار (emarginated هم می گویند) بهترین ترجمه های "emarginate" به فارسی هستند.

emarginate adjective verb دستور زبان

(botany, mycology) Roughly the same height for most of its length, becoming much shallower before reaching the attachment point. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (بیشتر در مورد صفحه ی کتاب یا برگ گیاه) مضرس

  • دندانه دار

  • چاله دار (emarginated هم می گویند)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " emarginate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "emarginate"

اضافه کردن

ترجمه های "emarginate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه