ترجمه "emergent" به فارسی
اورژانس, برآینده, فرآمده بهترین ترجمه های "emergent" به فارسی هستند.
emergent
adjective
noun
دستور زبان
emerging; coming into view or into existence; nascent; new. [..]
-
اورژانس
nounThis is not an emergency issue.
این مسئله اورژانس نیست.
-
برآینده
-
فرآمده
-
ترجمه های کمتر
- ناگهانه
- نوبنیاد
- نوخاسته
- نوپا
- معلول
- پدیدار
- ناگهانی
- (به طور) ناگه آیند
- (در حال) نمایان شدن
- تازه تاسیس
- تازه مستقل
- در حال به وجود آمدن
- در شرف تکوین
- ظاهر شونده
- فوری و فوتی
- ناگه آمد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " emergent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "emergent" با ترجمه به فارسی
-
تغذيه اضطراري
-
بازارهای سرمایه نوظهور – بازارهای سرمایه در حال نمو
-
فرود اضطراری
-
سیستم مسلطغالب
-
وضعیت اضطراری
-
پلکان اطمینان
-
سناژروا
-
بازارهای نو ظهور – بازارهای در حال نمو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن