ترجمه "empery" به فارسی
امپراتوری, جهانداری, حکمروایی بهترین ترجمه های "empery" به فارسی هستند.
empery
noun
دستور زبان
(obsolete) An empire; the status or dominion of an emperor. [..]
-
امپراتوری
adjective noun -
جهانداری
-
حکمروایی
-
ترجمه های کمتر
- (شعر قدیم)
- قدرت یا قلمرو امپراتور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " empery " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن