ترجمه "empyrean" به فارسی
فلک, عرش, اسمان بهترین ترجمه های "empyrean" به فارسی هستند.
empyrean
adjective
noun
دستور زبان
The region of pure light and fire; the highest heaven, where the pure element of fire was supposed by the ancients to exist: the same as the ether, the ninth heaven according to ancient astronomy. [..]
-
فلک
noun -
عرش
noun -
اسمان
noun
-
ترجمه های کمتر
- خدایگاه
- سپهر
- گرزمان
- (در عهد باستان) آسمان هفتم
- (شعرای مسیحی) عرش
- فلک الافلاک
- مدار نور یا آتش (که آخرین دایره ی دور زمین محسوب می شد)
- کره آتش
- گنبد نیلگون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " empyrean " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن