ترجمه "emulsive" به فارسی

مانندشیر, شیره ای بهترین ترجمه های "emulsive" به فارسی هستند.

emulsive adjective دستور زبان

That yields an emulsion (or a milk-like substance) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مانندشیر

  • شیره ای

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " emulsive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "emulsive" با ترجمه به فارسی

  • (داروسازی) امولسیون · (عکاسی) لایه ی حساس · امولسیونی · شیرابه · نامیزه · پیمایه · پیمایه ای
  • امولسیونهای گوشت
  • امولسیونها · ريزامولسيونها
  • شیرابه
اضافه کردن

ترجمه های "emulsive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه