ترجمه "enamoured" به فارسی

شيفت, عاشق بهترین ترجمه های "enamoured" به فارسی هستند.

enamoured adjective verb دستور زبان

Alternative spelling of enamored. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شيفت

    Feeling love for someone or something.

  • عاشق

    noun

    Feeling love for someone or something.

    all which the enamoured knight took to be of evil omen;

    پهلوان عاشق این سرو صداها را به فال بد گرفت،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " enamoured " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "enamoured" با ترجمه به فارسی

  • اغفال کردن · شیفتن · شیفته کردن · عاشق کردن · فریب خوردن · فریفتن · محظوظ کردن · مشعوف کردن · گول زدن
اضافه کردن

ترجمه های "enamoured" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه