ترجمه "endanger" به فارسی
به خطر انداختن, به مخاطره انداختن, (به ویژه گیاه و جانور نادر) در معرض نابودی قرار دادن بهترین ترجمه های "endanger" به فارسی هستند.
endanger
verb
دستور زبان
(transitive) To put (someone or something) in danger; to risk causing harm to. [..]
-
به خطر انداختن
verbOr about some endangered " frog-mouthed turtle "?
يا به خطر انداختن يک لاک پشت دهن قورباغه اي ؟
-
به مخاطره انداختن
verb -
(به ویژه گیاه و جانور نادر) در معرض نابودی قرار دادن
-
ترجمه های کمتر
- در مخاطره انداختن
- درخطر انداختن
- درخطر بودن
- گرفتار شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " endanger " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "endanger" با ترجمه به فارسی
-
گونه در معرض انقراض
-
زبان درخطر
-
(گیاه یا جانور) در معرض نابودی · انقراض گونه · در خطر انقراض · گونه در خطر انقراض · گونه در معرض انقراض · گونه در معرض خطر · گونه در معرض نابودی · گونه(های) در معرض انقراض
اضافه کردن مثال
اضافه کردن