ترجمه "ending" به فارسی
پایان, خاتمه, انتها بهترین ترجمه های "ending" به فارسی هستند.
ending
noun
verb
دستور زبان
Present participle of end. [..]
-
پایان
nounTom said that he wanted to leave Boston by the end of this year.
تام گفت میخواهد تا قبل از پایان سال بوستون را ترک کند.
-
خاتمه
nounAnd I'd like to end with a vignette, as it were, inspired by this image.
و من مایلم با این عکس به حرفم خاتمه بدم.
-
انتها
nounNever give up till the very end.
هرگز تا انتها تسلیم نشو.
-
ترجمه های کمتر
- سرانجام
- فرجام
- اتمام
- مرگ
- شناسه
- فنا
- (زبانشناسی) پایانه
- بخش نهایی
- بخش پایانی
- پایان عمر
- پی بند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ending " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ending"
عباراتی شبیه به "ending" با ترجمه به فارسی
-
رویداد پایانی
-
قنداق (تفنگ و امثال آن) سر انتهائی ابزار، دست، قبضه · قنداق (تفنگ و امثال آن) سر انتهائی ابزار، دسته، قبضه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن