ترجمه "endocrine" به فارسی

هورمون, هورمن, (غده ای که به درون بدن هورمون ترشح می کند) غده ی درون ریز (در برابر: غده ی برون ریز exocrine) بهترین ترجمه های "endocrine" به فارسی هستند.

endocrine adjective noun دستور زبان

Producing internal secretions that are transported around the body by the bloodstream. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هورمون

    noun
  • هورمن

    noun
  • (غده ای که به درون بدن هورمون ترشح می کند) غده ی درون ریز (در برابر: غده ی برون ریز exocrine)

  • ترجمه های کمتر

    • (وابسته به غده یا گیزه ی درون ریز) درون ریز
    • درون ریز
    • درون ریزانه
    • هورمون (گیزه ی) درون ریز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " endocrine " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "endocrine" با ترجمه به فارسی

  • بيماريهاي هيپوفيز · بیماریهای آندوکرین · بیماریهای درونریز · كمبود هورمون
  • دستگاه درونریز
  • غدد درونریز
  • درون ریز
  • تنظيم هورموني · كنترل درونريز · كنترل عصبي-هورموني · کنترل هورمونی
  • غدد آندوکرین · غدد بيمجرا · غدد درونریز
اضافه کردن

ترجمه های "endocrine" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه