ترجمه "engineer" به فارسی

مهندس, انجنیر, مهندسی کردن بهترین ترجمه های "engineer" به فارسی هستند.

engineer verb noun دستور زبان

A person who is qualified or professionally engaged in any branch of engineering. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهندس

    noun

    Person qualified or professionally engaged in engineering [..]

    My father is an electric engineer.

    پدر من مهندس الکترونیک است.

  • انجنیر

    noun

    person qualified or professionally engaged in engineering

  • مهندسی کردن

    verb

    that I engineered from rat cells in the lab.

    که من از سلولهای موشها در آزمایشگاه مهندسی کردم.

  • ترجمه های کمتر

    • ساختن
    • مکانیک
    • engineer
    • تعمیرکار
    • معلم
    • بازساز
    • (ارتش) رسته ی مهندسی
    • (با به کار گیری روش های مهندسی) طرح ریزی کردن
    • (مجازی - با مهارت طرح و اجرا یا سرپرستی کردن) رهبری کردن
    • (نادر) موتورساز
    • ابداع کردن
    • اداره کردن
    • انجین ساز
    • سرکارگر فنی
    • مسئول موتورخانه
    • ویژه کار فنی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " engineer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "engineer"

عباراتی شبیه به "engineer" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "engineer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه