ترجمه "enjoinment" به فارسی
قدغن, دستور, نهی بهترین ترجمه های "enjoinment" به فارسی هستند.
enjoinment
noun
دستور زبان
A command; an authoritative admonition. [..]
-
قدغن
noun -
دستور
noun -
نهی
noun -
سفارش
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " enjoinment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "enjoinment" با ترجمه به فارسی
-
(به ویژه با پشتیبانی قانون) منع کردن · (به ویژه بطور قانونی) به انجام کاری ملزم کردن · امر کردن · بازداری کردن · بازداشتن · بهم متصل کردن · حکم صادر کردن · حکمفرما کردن · دستور دادن · سفارش کردن به · مجبور کردن · ممنوع کردن
-
دستور · قدغن · نهی
-
دستور · قدغن · نهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن