ترجمه "ensemble" به فارسی

مجموع, گروه, افزون بهترین ترجمه های "ensemble" به فارسی هستند.

ensemble verb noun دستور زبان

a group of musicians, dancers, actors, etc who perform together; the chorus of a ballet company [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مجموع

    noun
  • گروه

    noun

    A three piece ensemble was playing American music.

    یک گروه سه نفری نوازندگان در حال نواختن موسیقی آمریکایی بود.

  • افزون

  • ترجمه های کمتر

    • (آنچه که از در نظر گرفتن کلیه ی اجزای چیزی حاصل شود) اثر کلی
    • (لباس) دست
    • (موسیقی) دسته ی نوازندگان
    • برنامه ی هنری هم نوازان
    • دسته ی هنرپیشگان (معمولا به استثنای ستارگان)
    • سازهای هم نوازان
    • هم خوانان
    • هم نوازان
    • گروه بازیگر
    • گروه کر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ensemble " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ensemble" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ensemble" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه