ترجمه "ensure" به فارسی

تضمین کردن, حتمی کردن, دادن بهترین ترجمه های "ensure" به فارسی هستند.

ensure verb دستور زبان

(transitive) To make a pledge to (someone); to promise, guarantee (someone of something); to assure. [14th-18th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تضمین کردن

    verb
  • حتمی کردن

    verb
  • دادن

    verb

    And the law can ensure that you have the right to vote.

    و قانون مي تونه حق راي دادن شما رو تضمين کنه.

  • ترجمه های کمتر

    • (از خطر) حفظ کردن
    • (مهجور) رجوع شود به insure
    • اطمینان حاصل کردن
    • بی خطر کردن
    • در اختیار گذاشتن
    • فراهم کردن
    • مراقبت کردن در
    • مسلم کردن
    • مطمئن ساختن
    • پایندان کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ensure " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ensure" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه