ترجمه "enterprise" به فارسی
پیشه, کار, شرکت بهترین ترجمه های "enterprise" به فارسی هستند.
enterprise
verb
noun
دستور زبان
a company, business, organization, or other purposeful endeavor [..]
-
پیشه
noun -
کار
nounWhy have you so heavily invested in one enterprise?
چرا بايد اينقدر روي يه کار خطرناک سرمايه گذاري کني ؟
-
شرکت
nounas long as this machine is at wayne enterprises, i wont be
تا وقتي اين دستگاه تو شرکت وينه ، من نيستم
-
ترجمه های کمتر
- بنگاه
- اقدام
- عمل
- تلاش
- سعی
- ابتکار
- عرضه
- کوشیدن
- قریحه
- پشتکار
- همت
- شركت
- (کار یا طرح یا تقبل مشکل یا پرمخاطره) سیجکاری
- تشکیلات اقتصادی
- تشکیلات بزرگ
- جد و جهد
- سعی بلیغ
- عمل تهورآمي
- مخاطره پذیری
- موسسه ی بازرگانی
- موسسه – دادوستد – شرکت –واحد تجاری – بنگاه
- کاسبی (و به مخاطره اندازی سرمایه)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " enterprise " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Enterprise
Enterprise (NX-01)
-
سازمان
nounIf I told you to jump off the bridge of the Enterprise, would you do it?
اگر بهت مي گفتم که از پل سازمان خودت رو بندازي پايين هم اين کارو مي کردي ؟
-
موسسه سرمایه گذاری شرکت، سازمان
عباراتی شبیه به "enterprise" با ترجمه به فارسی
-
فضاپیمای انترپرایز
-
بنگاههای کوچک و متوسط
-
مناطق تجاری
-
استراتژی سازمان
-
تئوری بنگاه اجتماعی
-
نرمافزار سازمانی
-
نظام تجارت آزاد
-
بنگاههای اقتصادی خصوصی · شرکتهاي خصوصی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن