ترجمه "enthroned" به فارسی

بر تخت نشاندن ترجمه "enthroned" به فارسی است.

enthroned adjective verb دستور زبان

Formally placed in a position. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بر تخت نشاندن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " enthroned " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "enthroned" با ترجمه به فارسی

  • (پادشاه یا مطران و غیره) بر تخت نشاندن · اریکه دار کردن · بر اورنگ نشاندن · به بالاترین مقام رساندن · تجلیل کردن · شاه کردن · والامقام کردن
  • جلوس
  • اجلاس بتخت یامسند · برتخت نشانی · جلوس
  • (پادشاه یا مطران و غیره) بر تخت نشاندن · اریکه دار کردن · بر اورنگ نشاندن · به بالاترین مقام رساندن · تجلیل کردن · شاه کردن · والامقام کردن
اضافه کردن

ترجمه های "enthroned" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه