ترجمه "enticing" به فارسی
جذاب, جاذب, اغواکننده بهترین ترجمه های "enticing" به فارسی هستند.
enticing
adjective
noun
verb
دستور زبان
That entices; alluring; attracting; charming. [..]
-
جذاب
adjectiveHer neck was short but rounded and her arms plump and enticing.
گردنش متناسب و خوش حالت، بازواناش ظریف و جذاب
-
جاذب
adjective -
اغواکننده
Nychos inserts a very youthful and enticing energy into anatomy
نیکوس انرژی جوانی و اغواکننده ای به آناتومی میبخشد
-
ترجمه های کمتر
- فریبنده
- کشنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " enticing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "enticing" با ترجمه به فارسی
-
اغوا کردن
-
(به سویی) کشاندن · اغوا کردن · اغواکردن · تطمیع کردن · جلب کردن · فریب دادن · وسوسه کردن · گمراه کردن
-
اغوا · جلب · فریب · فریفتگی · کشش
-
اغوا · جلب · فریب · فریفتگی · کشش
-
(به سویی) کشاندن · اغوا کردن · اغواکردن · تطمیع کردن · جلب کردن · فریب دادن · وسوسه کردن · گمراه کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن