ترجمه "entomologize" به فارسی
تحصیل کردن, حشره شناسی, درحشره شناسی کارکردن بهترین ترجمه های "entomologize" به فارسی هستند.
entomologize
verb
دستور زبان
To collect specimens in the study of entomology.
-
تحصیل کردن
verb -
حشره شناسی
When I learned that the missing man was devoted to entomology the identification was complete.
وقتی فهمیدم که این مرد مفقودالاثر زندگیاش را وقف حشره شناسی کرده بوده
-
درحشره شناسی کارکردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " entomologize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "entomologize" با ترجمه به فارسی
-
حشرهشناسی پزشکی
-
مربوط بحشره شناس
-
جمنده شناسی · حشره شناسی · حشرهشناسي كاربردي · حشرهشناسی
-
حشرهشناسي كاربردي · حشرهشناسی
-
مربوط بحشره شناس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن