ترجمه "entrainment" به فارسی
همسویی ریتمی ترجمه "entrainment" به فارسی است.
entrainment
noun
دستور زبان
Any of several processes in which a solid or liquid is put into motion by a fluid. [..]
-
همسویی ریتمی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " entrainment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "entrainment" با ترجمه به فارسی
-
(سربازان و غیره را) سوار قطار کردن · (شیمی - آبگونه را به صورت ذرات کوچک در گاز یا بخار معلق کردن تا بتوان آن را افشاند یا تقطیر کرد) گاز برد کردن · (نادر) به دنبال خود کشیدن · روی زمین کشاندن · سوار ترن شدن · کشیدن
-
افزودنی حباب هواساز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن