ترجمه "epic" به فارسی
حماسه, حماسی, پهلوانی بهترین ترجمه های "epic" به فارسی هستند.
An extended narrative poem in elevated or dignified language, celebrating the feats of a deity or demigod (heroic epic) or other legendary or traditional hero. [..]
-
حماسه
nounThe epic alone has the right to fill twelve thousand verses with a battle.
فقط یک حماسه حق دارد دوازده هزار بیت را با شرح یک نبرد پر کند.
-
حماسی
adjectiveI was never much into those, but the novels, the epics I started spending my allowance on books.
چندان علاقهای به آنها نداشتم، بلکه رمانها و کتابهای حماسی پول توجیبی خود را صرف خرید کتابها کردم.
-
پهلوانی
Some hold that the text of those two epic legends developed and became stabilized over hundreds of years.
عدهای معتقدند که متون این اسطورههای پهلوانی طی چند صد سال متحول و سپس تثبیت گردیده است.
-
ترجمه های کمتر
- جانانه
- قهرمانی
- کار شاق
- قهرمانانه
- شکوهمند
- حماسه آفرین
- رزم نامه
- رزم نامه ای
- رمان (یا فیلم و رویداد و غیره) که دارای ویژگی های حماسی باشد
- هر شعر بلند و داستان گو که دارای ویژگی های رزم نامه ای باشد (مانند ((کمدی الهی)) اثر دانته)
- پهلوان نامه
- گردنامه ای (epical هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " epic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Epic" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Epic در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
Explicitly Parallel Instruction Computing. [..]
"EPIC" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای EPIC در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "epic" با ترجمه به فارسی
-
تئاتر روایی
-
فیلم حماسی
-
حماسه
-
حماسه · حماسی · رجزی · رزم نامه · رزمی · پهلوانی
-
حماسه گیل گمش
-
حماسه
-
حماسه