ترجمه "epicenter" به فارسی
رومرکز, مرکز, کانون بهترین ترجمه های "epicenter" به فارسی هستند.
epicenter
noun
دستور زبان
(US) Alternative spelling of epicentre. [..]
-
رومرکز
point on the Earth's surface that is directly above the hypocentre or focus in an earthquake
-
مرکز
nountwo blocks from the epicenter of punk music.
با دو بلوک فاصله از مرکز تولد موسیقی پانک بزرگ شدم.
-
کانون
-
ترجمه های کمتر
- میانگاه
- وندسار
- کیان
- (epicentrum هم می گویند)
- (مرکز زمین لرزه) لرزه کانون
- مرکز زلزله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " epicenter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن