ترجمه "epidemic" به فارسی

همهگیر, بیماری همه گیر, مسری بهترین ترجمه های "epidemic" به فارسی هستند.

epidemic adjective noun دستور زبان

A widespread disease that affects many individuals in a population. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • همهگیر

    widespread disease

    it's not nearly the epidemic some media would have you believe.

    اما انقدر همهگیر نیست که برخی رسانهها میخواهند باور کنید.

  • بیماری همه گیر

    adjective noun

    early detection of an epidemic.

    خیلی زود میتوان این بیماری همه گیر را شناسایی کرد

  • مسری

    adjective

    What they decided to do was they would first try and slow down this epidemic

    چیزی که تصمیم گرفتند انجام دهند این بود که نخست سعی کردند تا سرعت مسری شدن

  • ترجمه های کمتر

    • همهگیری
    • عالم گیر
    • اپیدمی
    • واگیر
    • واگیره
    • (بیماری) همه گیر (در برابر: بوم گیر epidemical( )endemic هم می گویند)
    • (بیماری) واگیردار
    • (مجازی) گستردگی
    • قابل انتقال
    • مرض مسری
    • همه گیر
    • همه گیری (سرایت بیماری در جایی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " epidemic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "epidemic" با ترجمه به فارسی

  • عام · متداول · مسری · همه جاگیر · وبائی
  • تیفوس اپیدمیک
  • پهلودرد
  • (پزشکی) مغز افروختگی همه گیر (ویروسی)
  • بيماري مبهم خوكي · بچهاندازي كبود خوکی · نشانگان تنفسی و تناسلی خوکی · نشانگان سقط همهگير خوکی
  • بازپيدايي بيماريها · زياهمهگيرها · همهگیرها · همهگیری محدود بيماري · گياهمهگيرها
  • وبا
  • بطورمسری · چنانکه همه جاسرایت کند
اضافه کردن

ترجمه های "epidemic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه