ترجمه "epigraphic" به فارسی
برنگاشتی (epigraphical هم می گویند), وابسته به برنگاشت یا بازگویه ی آغازین بهترین ترجمه های "epigraphic" به فارسی هستند.
epigraphic
adjective
دستور زبان
Of or pertaining to an epigraph or to epigraphy [..]
-
برنگاشتی (epigraphical هم می گویند)
-
وابسته به برنگاشت یا بازگویه ی آغازین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " epigraphic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "epigraphic" با ترجمه به فارسی
-
سرلوحه ای · متعلق به کتیبه یاسرلوحه · کتیبه ای
-
(نقل قول کوتاهی که در آغاز کتاب یا فصل وغیره آورده می شود) بازگویه ی آغازین · (نوشتاری که بر ساختمان یا مقبره و غیره نوشته شده) کتیبه · برنگاره · برنگاشت · سرلوحه · نقل قول سرلوحه · کتیبه
-
(نقل قول کوتاهی که در آغاز کتاب یا فصل وغیره آورده می شود) بازگویه ی آغازین · (نوشتاری که بر ساختمان یا مقبره و غیره نوشته شده) کتیبه · برنگاره · برنگاشت · سرلوحه · نقل قول سرلوحه · کتیبه
-
(نقل قول کوتاهی که در آغاز کتاب یا فصل وغیره آورده می شود) بازگویه ی آغازین · (نوشتاری که بر ساختمان یا مقبره و غیره نوشته شده) کتیبه · برنگاره · برنگاشت · سرلوحه · نقل قول سرلوحه · کتیبه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن