ترجمه "episcopate" به فارسی

اسقفی, اسقفان, (مقام و طول تصدی اسقف) دوران اسقفی بهترین ترجمه های "episcopate" به فارسی هستند.

episcopate noun دستور زبان

Bishops seen as a group. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسقفی

    noun

    I see already his muscular calves encased in the gaiters episcopal.

    هماکنون نیز به چشم دل قوزکهای قوی او را میبینم که در زانوبند اسقفی پیچیدهشده است.

  • اسقفان

  • (مقام و طول تصدی اسقف) دوران اسقفی

  • ترجمه های کمتر

    • قلمرو اسقف
    • مقام اسقفی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " episcopate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "episcopate" با ترجمه به فارسی

  • (مسیحیت - این باور: اداره و سروری کلیسا باید به عهده ی اسقف ها باشد نه به عهده ی یک فرد) اسقف گرایی · اسقف سالار گرایی
  • خلیفه محلی
  • (امریکا) کلیسای پروتستان - اپیسکوپال (Episcopal Church هم می گویند)
  • دستگاه نشان دهنده تصاویر
  • (حرف بزرگ) اپیسکوپال · اسقفی · وابسته به نظام اسقفی · کلیسای انگلیکان
  • (حرف بزرگ) اپیسکوپال · اسقفی · وابسته به نظام اسقفی · کلیسای انگلیکان
اضافه کردن

ترجمه های "episcopate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه