ترجمه "equalization" به فارسی
برابری, برابرسازی, تساوی بهترین ترجمه های "equalization" به فارسی هستند.
equalization
noun
دستور زبان
The act of equalizing, or state of being equalized. [..]
-
برابری
Let them share their equality with the peasants there.
بگذار آنجا برای دهاتیها برابری را برقرار بک نه.
-
برابرسازی
-
تساوی
nounBy a good distribution, not an equal but an equitable distribution must be understood.
از تقسیم خوب باید خواستار تقسیم عادلانه بود، نه تقسیم مساوی. نخستین تساوی عدالت است.
-
ترجمه های کمتر
- یکسانی
- برابر سازی – یکنواخت کردن
- یک نواختی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " equalization " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "equalization" با ترجمه به فارسی
-
(نقشه کشی و جغرافی) روش افکنش نقشه ی کره ی زمین بر صفحه که طبق آن هر مربع برابر است با مربعی در سطح زمین ولی فواصل و جهت ها متناسب نیستند) پهنه ی برابر
-
مادختسا تاواسم قح
-
روش پرداخت اقساط مساوی سالانه
-
ذخیره برابر سازی – ذخیره تسویه
-
تنظیم زمان یا زمان بندی پرداخت سود سهام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن