ترجمه "equestrian" به فارسی
سوارکاری, سلحشورانه, سوارکارانه بهترین ترجمه های "equestrian" به فارسی هستند.
equestrian
adjective
noun
دستور زبان
an equestrian person; a horserider [..]
-
سوارکاری
-
سلحشورانه
-
سوارکارانه
-
ترجمه های کمتر
- (تندیس و تصویر و غیره) سواره
- (وابسته به اسب و اسب سوار و اسب سواری) اسبی
- سوار بر اسب
- سوارکار (به ویژه در سیرک ها ونمایش ها) چابک سوار
- وابسته به دلیران سوار بر اسب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " equestrian " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "equestrian"
عباراتی شبیه به "equestrian" با ترجمه به فارسی
-
سوارکاری
-
تندیس اسبسوار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن