ترجمه "eroding" به فارسی
در حال فرسایش ترجمه "eroding" به فارسی است.
eroding
verb
noun
Present participle of erode. [..]
-
در حال فرسایش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eroding " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "eroding" با ترجمه به فارسی
-
(در اثر باران و غیره) فرسایش ایجاد کردن · (فلز و غیره را) خوردن · از بین رفتن · تباه شدن یا کردن · تحلیل بردن یا رفتن · خراب شدن · خوردن · خورده شدن · ساييدن · ساییدن · شستن و بردن (خاک) · فرسودن · کندوساب کردن · گاز گرفتن
-
قابل سایش
-
خاکهای فرسایشیافته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن