ترجمه "erosive" به فارسی

تند, جگرسوز, خورنده بهترین ترجمه های "erosive" به فارسی هستند.

erosive adjective دستور زبان

of or pertaining to erosion [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تند

    adjective
  • جگرسوز

    adjective
  • خورنده

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • فرسایشزا
    • فرسایشی
    • فرساینده
    • سخن تند
    • فاسد کننده
    • موجب فرسایش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " erosive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "erosive" با ترجمه به فارسی

  • فرسايش آبكندي · فرسايش جويباري · فرسایش آبی · فرسایش ناشي از باران
  • گياهان تثبيتكننده خاك · گیاهان کنترلکننده فرسایش
  • فرسایش بادی
  • قابل سایش و فرسایش
  • فرسايش آبكندي · فرسايش جويباري · فرسایش آبی · فرسایش ناشي از باران
  • فرسايش آبكندي · فرسايش جويباري · فرسایش آبی · فرسایش ناشي از باران
  • فرسايش آبكندي · فرسايش جويباري · فرسایش آبی · فرسایش ناشي از باران
  • کنترل فرسایش
اضافه کردن

ترجمه های "erosive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه