ترجمه "erstwhile" به فارسی

قبلا, سابق, سابقا بهترین ترجمه های "erstwhile" به فارسی هستند.

erstwhile adjective adverb دستور زبان

(obsolete) Formerly; in the past. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قبلا

    adverb
  • سابق

    adjective
  • سابقا

  • ترجمه های کمتر

    • پیشین
    • (قدیمی) مدتی پیش
    • پیش از این
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " erstwhile " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "erstwhile" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه