ترجمه "escalator" به فارسی
پله برقی, رجوع شود به escalator clause, پلکان متحرک بهترین ترجمه های "escalator" به فارسی هستند.
escalator
noun
دستور زبان
An upward or progressive course. [..]
-
پله برقی
nounmechanical device [..]
He plunged down a stopped escalator and into a long dark tunnel lined with tile.
او از پله برقی بی حرکتی به تونلی که ازکاشی پوشیده بود، سرازیرشد.
-
رجوع شود به escalator clause
-
پلکان متحرک
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " escalator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "escalator"
عباراتی شبیه به "escalator" با ترجمه به فارسی
-
اخطارهای شدت یافته
-
قیمت افزاینده – قیمت بالا رونده
-
ترفیع امتیازی
-
(با پله برقی) بالارفتن یا بردن · (جنگ و آتش سوزی و غیره) بالا گرفتن · (هر چیزناخوشایند) زیاد شدن · از دست رفتن · از مهار خارج شدن · بالا گرفتن · تشدید شدن · تشدید کردن · رسیدن (به مرحله ی بدتر) · سخت کردن · شدید کردن یا شدن · فزونی یافتن
-
(ماده ای از قرارداد که در آن افزایش یا کاهش دستمزد یا بهره یا قیمت و غیره بر پایه ی ضوابط مشخص پیش بینی شده است) شرطتغییر · شرط نقض · شرط گریز · ماده ی تعدیل · پلکان متحرک
-
(از بالا رفتن یا بالا گرفتن چیزی کاستن) فرود رفتن · (از شدت یا وخامت یا گسترش چیزی) کاستن · سست کردن
-
شرط افزایش بها – شرط تعدیل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن