ترجمه "escape" به فارسی

فرار, گریختن, فرار کردن بهترین ترجمه های "escape" به فارسی هستند.

escape verb noun دستور زبان

The act of leaving a dangerous or unpleasant situation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرار

    noun

    Tom was the only person to have ever managed to escape from that prison.

    تام تنها کسی بود که تا آن زمان موفّق به فرار از آن زندان شده بود.

  • گریختن

    verb
  • فرار کردن

    verb

    And I've never seen you try to escape.

    هرگز ندیدم که سعی به فرار کردن کنی.

  • ترجمه های کمتر

    • گریز
    • گريختن
    • تراوش
    • نجات
    • رهایی
    • خلاصی
    • رها
    • گریزش
    • نشت
    • برونگاه
    • رهیدن
    • ورمالیدن
    • گالیدن
    • مخرج
    • چکه
    • تفرج
    • رستن
    • (آب و گاز و هوا و غیره) درز کردن (به خارج)
    • (آسیب و غیره) - ندیدن
    • (از خطر) جستن
    • (به طورغیرارادی خارج شدن از دهان یا مقعد و غیره)
    • (رهایی فکری) تفریح
    • (زخمی و غیره) - نشدن
    • (سرایت یا ریختن به بیرون) نشت
    • (وسیله یا راه فرار) مفر
    • (پیش از ضمیر شخصی مفعولی) به یاد نیاوردن
    • (گیاه شناسی - در مورد گیاه کاشته شده و اهلی) وحشی شدن
    • انزوای سیاسی
    • بیرون رفتن 3
    • جان به در بردن
    • خارج شدن
    • خودرو شده
    • در رفتن
    • در رو
    • درز 2
    • درز کردن
    • دریچه اطمینان
    • فرار از واقعیات
    • فراری بودن 1
    • فراموش کردن 0
    • محو شدن
    • مورد (توجه یا تنبیه و غیره) واقع نشدن
    • ناپدید شدن
    • ناپرورده شدن
    • نجات یافتن
    • نشت کردن
    • هرزه شدن
    • وابسته به فرار (یا گریز)
    • گریز راه
    • گشادگی خاطر 4
    • گم شدن
    • گیاه هرزه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " escape " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Escape
+ اضافه کردن

"Escape" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Escape در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "escape"

عباراتی شبیه به "escape" با ترجمه به فارسی

  • دروانه · راه فرار از آتش سوزی · پلکان اطمینان · پلکان فرار (هنگام آتش سوزی)
  • جیر جیر · جیغ جیغو
  • فرار کردن
  • قسر در رفتن
  • رجوع شود به defense mechanism
  • (در سیرک و نمایش - هنرمندی که کارهای خارق العاده می کند مثلا خود را از غل و زنجیر رها می سازد) تردست
  • آتش فرار
  • دریچه اطمینان
اضافه کردن

ترجمه های "escape" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه