ترجمه "essentialness" به فارسی
وجوب, ضرورت, لزوم بهترین ترجمه های "essentialness" به فارسی هستند.
essentialness
noun
دستور زبان
The condition of being essential; essentiality [..]
-
وجوب
-
ضرورت
nounIt seemed to him essential to see Natasha.
او تصور میکرد که ملاقات با راستوا ضرورت دارد.
-
لزوم
-
ضروری بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " essentialness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "essentialness" با ترجمه به فارسی
-
محصولات معطر (روغنهاي ضروري)
-
اصلا · بطورضروری · دراصل · ذاتا
-
اسانسها (روغنهاي ضروري)
-
اساسا
-
اسیدهای چرب ضروری
-
برنامه های Windows Live
-
اصول
-
اسانس · روغن عصاره ای (روغن فراری که عطر گل از آن است) · عطر · عطر گیاهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن