ترجمه "establishment" به فارسی

شرکت, سازمان, موسسه بهترین ترجمه های "establishment" به فارسی هستند.

establishment noun دستور زبان

The act of establishing; a ratifying or ordaining; settlement; confirmation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شرکت

    noun
  • سازمان

    noun

    The truth is, the Establishment is on the side of the big battalions

    حقیقت اینست که سازمان طرفدار سپاه بزرگتر میباشد،

  • موسسه

    noun

    The recruiter told us we were protecting America's medical establishment.

    يه کارمند بهمون گفت ما داريم از موسسه پزشکي آمريکا محافظت مي کنيم.

  • ترجمه های کمتر

    • بنگاه
    • دکان
    • مغازه
    • برقرارسازی
    • تنفیذ
    • پابرجاسازی
    • نشا
    • تایید
    • صحت
    • اعتبار
    • تصدیق
    • (گیاه شناسی) بومی شدن
    • استقرار (رجوع شود به establish)
    • دم و دستگاه
    • موسسه – بنگاه – تاسیس
    • هسته قدرتمدار
    • هیئت حاکمه
    • پا گرفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " establishment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "establishment" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "establishment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه