ترجمه "estate" به فارسی

حالت, طبقه, ملک بهترین ترجمه های "estate" به فارسی هستند.

estate noun دستور زبان

(now rare, archaic) State; condition. [from 13th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حالت

    noun
  • طبقه

    noun

    Your third estate is insipid, colorless, odorless, and shapeless.

    طبقه سوم شما بیمزه، بیبو، بیخاصیت، بیرنگ، بیریخت است.

  • ملک

    noun

    It's a room buried underneath my family's old estate.

    اتاقيه که زير ملک قديمي خانوادم دفن شده.

  • ترجمه های کمتر

    • دارایی
    • دسته
    • املاک
    • مایملک
    • ماترک
    • سرمایه
    • وضع
    • چگونگی
    • رتبه
    • ارثیه
    • نهاد
    • دادن
    • داروندار
    • مانداک
    • مايملك
    • هنجار
    • کروفر
    • زینه
    • نهشت
    • طمطراق
    • مرتبه
    • (انگلیس - زمین بزرگی که روی آن خانه سازی یا کارخانه سازی شده است) شهرک
    • (با: in) بخشیدن
    • (حقوق) نوع مالکیت
    • (در اروپای قرون وسطی) هر یک از سه طبقه ی عمده ی اجتماعی : کشیشان
    • (قدیمی) زرق و برق
    • اشراف و سوداگران
    • اعطا کردن
    • تملک زمین
    • زمین و ساختمان
    • شان
    • ماترک – ملک – دارائی – ارث – حالت – وضعیت
    • مرده ریگ
    • منطقه ی صنعتی
    • نمایش شکوه و جلال
    • چگونگی مالکیت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " estate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "estate" با ترجمه به فارسی

  • رسته اجتماعی
  • (در طبقه بندی اجتماعی قرون وسطی) طبقه ی روحانیان
  • ملک
  • عمارت بیلتمور
  • (در دموکراسی) پایه ی چهارم (یعنی مطبوعات) (سه پایه ی دیگر: قضائیه و مقننه و مجریه) · رکن چهارم مشروطیت · مطبوعات عمومی · نشریات ملی
  • دلال بنگاه معاملات ملکی
  • کارگزاری – بنگاه معاملات املاک
  • )نیمز( کالما · املاک و مستغلات · ثابت · دارایی غیر منقول · شرايط مالكيت · غیر منقول · مالکیت · مستغل (مستغلات) · مستغلات · مستقل · ملک · ملکی
اضافه کردن

ترجمه های "estate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه