ترجمه "estimate" به فارسی
تخمین, ارزیابی, تخمین زدن بهترین ترجمه های "estimate" به فارسی هستند.
A rough calculation or guess. [..]
-
تخمین
nounWhen he estimated they had traveled almost a hundred yards, he stopped.
هنگاهی که تخمین زد که حدود یک صد متر مسافت پیموده شده است، ایستاد.
-
ارزیابی
nounshe felt much contentment in the prospect of being able to estimate them contemptuously on her own account.
روزاموند با خشنودی منتظر روزی بود که خود بتواند این چنین تحقیرآمیز آنان را ارزیابی کند.
-
تخمین زدن
verbPeople are horrible at estimating both of these things,
آدمها در تخمین زدن هر دو این ها بسیار ضعیف و ناتوان هستند.
-
ترجمه های کمتر
- برآورد
- تخمين
- حدس
- داوری
- اظهارنظر
- شمردن
- mhasbh
- برداشت
- ارزیابی کردن
- اظهار نظر کردن
- برآورد هزینه
- برآورد کردن
- برانداز کردن
- براورد کردن
- تخمین زدن – براورد
- حدس زدن
- داوری کردن
- پیش بینی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " estimate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
برآورد
Now, by my estimation, that's about four times the rate that is sustainable.
حالا، طبق برآورد من، چنین میزانی حدود چهار برابر از نرخ قابل قبول برای پایایی بیشتر است.
-
برآورد کردن
estimated them as the opening incidents of a preconceived romance
آنها را پیش درآمدهای ماجرای عاشقانهای برآورد کرده بود.
عباراتی شبیه به "estimate" با ترجمه به فارسی
-
تخمین روند
-
برآورد تکمیل
-
برآورد مشابه
-
دست بالا گرفتن
-
برآورد قطعی
-
برآورد مقدماتی
-
روش ارزش خالص بازیافتنی مورد انتظار
-
بدهی های برآوردی