ترجمه "estuary" به فارسی

خلیج دهانهای, مصب, دهانه بهترین ترجمه های "estuary" به فارسی هستند.

estuary noun دستور زبان

Coastal water body where ocean tides and river water merge. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خلیج دهانهای

    type of marine and riverine ecosystem

  • مصب

    The logs were floated downriver to the estuary and parked there.

    تنههای درختان در رودخانه شناور میشد و به مصب آمده در آنجا متوقفمیگردید.

  • دهانه

    noun

    There was the beach, off the South Atlantic Ocean between Luderitz to the north and the Orange River Estuary to the south.

    کنار اقیانوس اطلس جنوبی بین لودریتزدر شمال و دهانه رود اُرانژ در جنوب، منطقهای ساحلی بود

  • ترجمه های کمتر

    • مدخل
    • خور
    • (دهانه ی رودخانه به ویژه جایی که آب شور دریا با آب شیرین رودخانه آمیخته می شود) کشندان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " estuary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Estuary proper

Estuary English

+ اضافه کردن

"Estuary" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Estuary در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "estuary"

عباراتی شبیه به "estuary" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "estuary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه