ترجمه "eternal" به فارسی
ابدی, جاوید, همیشگی بهترین ترجمه های "eternal" به فارسی هستند.
eternal
adjective
دستور زبان
Lasting forever; unending. [..]
-
ابدی
adjectivelasting forever
I heard this eternal truth taught beautifully in an unexpected place.
این حقیقت ابدی زیبا را که در یک مکان غیر منتظره تدریس می شد شنیدم.
-
جاوید
adjectiveAll the opposites become one in eternal Force.
همهٔ اضداد در نیروی جاوید مست حیل میگردند.
-
همیشگی
adjectiveAt least the weather meant beef and pork to eat instead of the eternal mutton.
دستکم سرما این حسن را داشت که جای گوشت گوسفند همیشگی، گوشت گوساله و خوک نصیبشان کند.
-
ترجمه های کمتر
- جاودانه
- جاودان
- ازلی
- پاینده
- همیشگان
- پایا
- هرگزی
- یکریز
- دایم
- (بی آغاز و پایان) انوشه
- بی تغییر
- بی مکث
- بی وقفه
- دگرگون ناپذیر
- وابسته به ابدیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eternal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "eternal" با ترجمه به فارسی
-
رم
-
پایان ابدیت
-
لعن
-
ابدا · ازازل · بطورابدی یاازلی · تاابد · جاودان
-
ابدیت · ازلیت :ابدی یاازلی بودن
-
قله همیشهروشن
-
(فلسفه و یزدان شناسی) زمان بی پایان · (مجازی) یک قرن · آخرت · ابدیت · ازلیت · تمام نشدنی · جاودانگی · جاویدی · جهان آخرت · حیات اخروی · زندگی جاودانه · سرمدی · قدم · مدت طولانی · مرگ · همیشگی · یک عصر
-
ابدی کردن · انوشه کردن · جاودان کردن · جاوید کردن · شهرت همیشگی دادن (eternalize هم می گویند) · مرگ ناپذیر کردن · هرگزی کردن · پایا کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن