ترجمه "etymology" به فارسی

ریشهشناسی, اشتقاق, واژهپژوهی بهترین ترجمه های "etymology" به فارسی هستند.

etymology noun دستور زبان

(uncountable) The study of the historical development of languages, particularly as manifested in individual words. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ریشهشناسی

    noun

    study of the historical development of languages, particularly of individual words [..]

  • اشتقاق

    noun

    whereof I could never learn the true etymology

    ولی من هرگز نتوانستم اشتقاق این لغت را دریابم

  • واژهپژوهی

    account of the origin and historical development of a word [..]

  • ترجمه های کمتر

    • علم اشتقاق
    • صرف
    • (بخشی از زبان شناسی که با ریشه های واژه و دگرگونی آنها سروکار دارد) واجریشه شناسی
    • ریشه جویی
    • ریشه شناسی
    • وجه تسمیه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " etymology " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "etymology" با ترجمه به فارسی

  • وابسته به یا بر طبق اصول واجریشه شناسی · واجریشه شناسانه
  • رجوع شود به folk etymology
  • اشنقاق شناس · متخصص علم اشتقاق
  • ازروی علم اشتقاق · مطابق علم صرف
  • ریشهشناسی عامیانه · واج ریشه شناسی غیرعلمی
  • ریشه ی واژه را پژوهیدن · واجریشه یابی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "etymology" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه