ترجمه "european" به فارسی

اروپایی, (در برخی کشورها) سفید پوست, بومی اروپا بهترین ترجمه های "european" به فارسی هستند.

european
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اروپایی

    He had been travelling in the interior of the province for a syndicate of European capitalists.

    او در داخل استان برای سندیکای سرمایه داران اروپایی سفر کرده بود.

  • (در برخی کشورها) سفید پوست

  • بومی اروپا

  • وابسته به اروپا و مردم و فرهنگ و زبان آنها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " european " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

European adjective noun دستور زبان

Related to Europe or the European Union. [..]

+ اضافه کردن

"European" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای European در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "european" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "european" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه