ترجمه "evaporate" به فارسی
تبخير كردن, تبخیر شدن, رفتن بهترین ترجمه های "evaporate" به فارسی هستند.
evaporate
verb
دستور زبان
To transition from a liquid state into a gaseous state. [..]
-
تبخير كردن
To transition from a liquid state into a gaseous state.
-
تبخیر شدن
verb -
رفتن
Verb verbThe middle class is evaporating?
طبقه متوسط به فنا رفتن ؟
-
ترجمه های کمتر
- خوزمیدن
- وشمیدن
- (با گرما دادن یا خشکاندن آب شیر یا میوه یا سبزی و غیره را گرفتن) آب زدایی کردن
- (بیرون راندن نوترون ها یا الکترون ها و غیره) فرانش (فرا رانش) کردن
- (رسوباندن فلز و ملح و غیره از راه تصعید) والایش کردن
- آب گرفته کردن
- از بین رفتن
- بخارکردن یا شدن
- بردمه کردن
- تبخیر کردن یا شدن
- خشک کردن
- دمه کردن
- دودآب کردن یا شدن
- غلیظ کردن
- ناپدید شدن
- پرمایه کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " evaporate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "evaporate" با ترجمه به فارسی
-
تبخیری · وابسته بتبخیر
-
اتلاف آب · بخار · بخارشدگی · تبخر · تبخیر · تبخیر سطحی · تبدیل به بخار
-
تبخیر
-
تبخيركنندهها
-
بخارشدنی · دمه پذیر · قابل تبخیر
-
اواپراتور · تبخیرکننده · سبزی خشک کن · میوه خشک کن
-
حوضچه تبخیر نمک
-
(شیری که با تبخیر حدود نیمی از آب خود را از دست داده است) شیر تغلیظ شده · شیر تبخیری · شیر تغلیظشده · شیر غلیظ · شیر وشمیده (با شیر غلیظ و شکردارcondensed milk فرق دارد)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن