ترجمه "event" به فارسی

رویداد, واقعه, حادثه بهترین ترجمه های "event" به فارسی هستند.

event noun دستور زبان

An end result; an outcome (now chiefly in phrases). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رویداد

    noun

    computing: action which triggers an event handler [..]

    Our company supports several cultural events.

    شرکت ما از چندین رویداد فرهنگی حمایت می کند.

  • واقعه

    noun

    occurrence of social or personal importance

    She has no memory at all of the events that brought her here.

    اصلا هم از وقايعي که باعث شده اينجا بياد چيزي يادش نيست.

  • حادثه

    noun

    occurrence of social or personal importance

    Let us state that no untoward event disturbed this family meeting.

    الحق هیچ حادثه ناگواری هم این اجتماع خانوادگی را بر هم نزد.

  • ترجمه های کمتر

    • پیشامد
    • رخداد
    • عارضه
    • اتفاق
    • مسابقه
    • سرانجام
    • پیامد
    • سرگذشت
    • hadsh
    • rkhdad
    • rvydad
    • vaq'h
    • هماوری
    • همداوی
    • معلول
    • برآمد
    • (به ویژه اگر مهم باشد) رویداد
    • (قدیمی) نتیجه
    • اخرین شماره
    • رخداد – پدیده – رویداد
    • پی امد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " event " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Event
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رویداد

    noun

    Our company supports several cultural events.

    شرکت ما از چندین رویداد فرهنگی حمایت می کند.

عباراتی شبیه به "event" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "event" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه