ترجمه "ever" به فارسی
همیشه, هرگز, همواره بهترین ترجمه های "ever" به فارسی هستند.
ever
adjective
adverb
دستور زبان
At any time. [..]
-
همیشه
adverbalways
The tongue ever turns to the aching tooth.
زبان همیشه به دندانی که درد میکند میخورد.
-
هرگز
adverbLittle did I think that I would ever see her again.
هرگز در خواب و رویا هم فکر نمی کردم دوباره اوراببینم.
-
همواره
adverbFor we must love not only occasionally, for a moment, but for ever.
زیرا ما نه تنها باید عشق گذران و ناپایدار را بیاموزیم بلکه همواره دوست داشته باشیم.
-
ترجمه های کمتر
- هیچ
- اصلا
- هماره، همیشه
- پیوسته
- آخه
- (برای تاکید) آخر
- (برای تاکید) تا آن زمان
- تا آن هنگام
- تا این هنگام
- تا حال
- تا کنون
- درهر صورت
- هیچ وقت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ever " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ever" با ترجمه به فارسی
-
من از همیشه احساس بهتری دارم
-
اگر در صورتي
-
نیک مرد
-
شرک ۴
-
دائم جمع شونده، پیوسته کوچکتر شونده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن