ترجمه "everlasting" به فارسی

جاوید, ابدی, همیشگی بهترین ترجمه های "everlasting" به فارسی هستند.

everlasting adjective noun adverb دستور زبان

(philosophy) existing with infinite temporal duration (as opposed to existence outside of time) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جاوید

    adjective

    Since you are rejecting it and do not judge yourselves worthy of everlasting life, look! we turn to the nations.

    امّا چون آن را رد کردید و خود را شایستهٔ حیات جاوید ندانستید، پس اکنون رو بهسوی غیریهودیان مینهیم.

  • ابدی

    adjective

    And I have none other object save it be the everlasting awelfare of your souls.

    و من هیچ هدف دیگری جز بهروزی ابدی روان های شما ندارم.

  • همیشگی

    adjective

    Under his beneficial rule, earth’s inhabitants will enjoy everlasting and unbroken security.

    تحت حکومت سودمندانهٔ او همهٔ ساکنان زمین از امنیتی همیشگی و ناگسستنی برخوردار خواهند شد.

  • ترجمه های کمتر

    • جاودان
    • جاویدان
    • جاودانه
    • پایدار
    • پردوام
    • ابدیت
    • انوشه
    • همیشگان
    • پایا
    • بادوام
    • پاینده
    • لاینقطع
    • دایم
    • مکرر
    • پیوسته
    • (انواع گیاهانی که گل های آنها حتی پس از خشکیدن یا خشکانده شدن رنگ و شکل خود را از دست نمی دهند) دیرپای
    • پی در پی
    • گل هرگزی
    • یک ریز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " everlasting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "everlasting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه