ترجمه "everything" به فارسی
هر چیز, همهچیز, همه بهترین ترجمه های "everything" به فارسی هستند.
everything
pronoun
دستور زبان
(literally) All the things under discussion. [..]
-
هر چیز
pronounall the things [..]
There is a time for everything.
هر چیز به وقت خویش.
-
همهچیز
pronounall the things
Around him and in him everything was changed.
همهچیز گرداگرد او، درون او عوض شده بود.
-
همه
determinerIn life, if you don’t risk anything, you risk everything.
در زندگی اگر هیچگاه ریسک نکنی، همه چیز را ریسک کرده ای.
-
ترجمه های کمتر
- عالم و آدم، همه چیز و همه کس
- مهم
- مهند
- همه چیز
- و سایر چیزها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " everything " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "everything" با ترجمه به فارسی
-
نظریه همهچیز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن